ميرزا حسن حسينى فسايى

721

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

مراتب را به دربار معدلت‌مدار رسانيدند و اميركبير محمد قاسم خان پسر اميركبير سليمان خان - نظام الدوله قاجار قوينلو ، مأمور به انجام اين مصالحه گشته ، بعد از ورود هر دو جانب را استمالت فرموده ، پس به شيراز آمد و خدمت نواب فرمانفرما رسيده ، مورد عنايت گشته ، عود به طهران نمود . « 1 » و هم در اين سال : [ 1236 ] حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى « 2 » ايلچى بزرگ كه در سنه بارس‌ئيل براى استحكام رشته دوستى حضرت شاهنشاه تاجدار فتح على شاه قاجار و حضرت شاهنشاه انگلستان مأمور شده بود با نيل مقصود از راه اسلامبول عود به طهران نمود و چون چند سال مىگذشت كه ايالت مملكت مصر و خدمت حرمين شريفين مكه معظمه و مدينه طيبه از جانب اعليحضرت قيصر روم با محمد على پاشا بود و نهايت خوش‌رفتارى را نسبت به حجاج و تجار ايرانى معمول مىداشت و اعليحضرت شاهنشاه ايران در اين سنه توشقان‌ئيل براى اظهار مراتب رضاى خاطر همايونى از پاشاى معزى اليه ، حيدر على خان پسر محمد على خان برادر حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله شيرازى « 3 » را كه در پيشگاه حضرت نايب السلطنه عباس ميرزا به منصب صندوقدارى محرم بود براى انجام اين مرام مأمور نمودند و يك قبضه شمشير خراسانى مكلل به ياقوت رمانى به رسم خلعت ايفاد داشتند و در ذيل فرمان مرقوم نمودند كه شيخ عبد اللّه پسر شيخ سعود وهابى مستحق تنبيهى كامل است كه با حجاج و مترددين و همسايگان خود اجحاف و تعدى مىنمايد چون برنجد از متعلقات ممالك اعليحضرت قيصرى است و بىاجازت آن اعليحضرت اگر از جانب فارس لشكرى براى دفع او مأمور داريم ، منافى طريقه و داد و يك‌جهتى است چنانچه از امناى آن دولت مسامحه و مساهلتى در تنبيه عبد اللّه واقع گردد البته لشكر فارس از دريا گذشته ، ريشهء او را كنده ، درعيه را ويرانه خواهند نمود و چون حيدر على خان شيرازى وارد مصر گرديد و محمد على پاشا از حقيقت حال مستحضر آمد ، ابراهيم پاشا ربيب رشيد « 4 » خود را با سپاه گران براى دفع عبد اللّه فرستاد تا شهر درعيه را خراب نمود و عبد اللّه وهابى را گرفته مغلولا روانه اسلامبول نمود و در پيشگاه اعليحضرت سلطان محمود خان قيصر روم به قتل رسيد « 5 » و حيدر على خان بعد از اداء رسالت به مكه معظمه و مدينه طيبه رفته ، لوازم حج اسلام و زيارت حضرت خير الانام به‌جا آورده ، به اصطلاح مسلمانان ايران ، حاجى حيدر على خان گشته ، از راه شام وارد تبريز گرديد . و عيد نوروز سنه ئيلان‌ئيل در شانزدهم جمادى دويم اين سال : [ 1236 ] « 6 » اتفاق افتاد و چون خوانين خراسان در خدمتگزارى نواب حسن على ميرزا شجاع السلطنه ، تساهل و تسامح نموده بودند ، اعليحضرت شاهنشاهى براى تنبيه آنها در يازدهم ماه شعبان اين سال : [ 1236 ] « 7 » : موكب همايون به عزم چمن خوش ييلاق نهضت فرمود و از ارباع فيروزكوه

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 582 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 582 . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 583 . ( 4 ) . در روضة الصفا ، ج 9 ، ص 586 : ( صاحبقران ابراهيم پاشا ، ربيب رشيد نجيب خود را . . . بدفع آن طايفه مامور نمود ) . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 586 . ( 6 ) . برابر با 21 مارس 1821 . ( 7 ) . برابر با 14 مه 1821 .